بوالفضول الشعرا

شعر طنز + و غیرۀ طنز!

تبلیغات تبلیغات

غزلی برای استاد شهریار

چشم جهان به کوکبهٔ شهریاری‌ات باغ ادب شکفته ز طبع بهاری‌ات آنانکه مست خواجهٔ شیراز می‌شوند اقرار می‌کنند به حافظ‌تباری‌ات تو شعرتر ز شعری و شیواتر از غزل شعرت که هیچ، ماتم از این شاهکاری‌ات هر دم به نعت آل نبی(ص) لب گشوده‌ای روح‌القدس ز عرش رسیده به یاری‌ات در گوش عاشقان جهان این صدای توست هشتاد سال زمزمهٔ بی‌قراری‌ات آمد حبیبت از در و جانت قرار یافت پایان گرفت محنت چشم‌انتظاری‌ات تا در زمانه شعر تو نجوای عاشقی‌ست شیرین بود به شهر غزل شهریاری‌ات ۱ سعید
ادامه مطلب

آه ای سیّد نظرکرده...

کوه و جنگل به مویه‌های غریب نوحه‌خوانان محفل دردند روح‌هایی نجیب و شیدایی در مِه‌آلودِ وصل می‌گردند آمده عاشقی که جنگل را سوی یک حس سبزتر بکشد کوه آغوش خویش وا کرده روح یک مرد را به بر بکشد باد انگار می‌کند نجوا روضه سوزناک مقتل را آن میان شال سبز سوخته‌ای محو خود کرده روح جنگل را عاشقان بی‌قرار عرش شدند بالگرد اختیار از کف داد خویشتن را حقیر دید آنگاه خسته و خرد از نفس افتاد ای تو مصداق «قانتاً لله» امّت عشق، آی ابراهیم تا گلستان عرش راهی نیست هان در آتش
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها